فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

334

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

مادر كستنتيل « 1 » به كرّت خاسره « 2 » سوى فرزند رفت و دانست كه پسرش از منصّهء بلا هيچ مفرّ و مناص نيابد و جز « 3 » به بازگشت از آن شرر خلاص نبيند . قلاوز رعب كه حضرت اعلى را از سرخيل ارباب اصطفاء - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - نصيب آمده حيث قال : « نصرت بالرّعب « 4 » من مسيرة شهرين » ، بر ايشان تاخت و قلعهء تفليس را از خبث وجود آن مناجيس پاك ساخت . قلعه را كه چو جان عزيز مىداشتند ، گاه گريز قالب آسا بر جا گذاشتند . رخت خويش ( 176 - ر ) از سيلاب بلا بيرون برده و از گرمى آتش پيكار سلامت را غنيمت بارده شمرده . اوّل ولى آقا « 5 » در عشر آخر « 6 » ربيع الاوّل علم اسلام را بر بام قلعهء تفليس برآورد . صداى روح افزاى اللّه اكبر راه هرزه درايى ناقوس زد و مشعل تابان ايمان شعلهء چراغ رهبان را باز نشاند ، رشتهء تسبيح اصحاب توحيد عقد شعار زنّار ارباب تثليث را بگسيخت « 7 » و تراب طهور جوامع آبروى صوامع را بريخت « 8 » . شعر الحمد للّه الّذى ذلّت « 9 » دولة الصّهب « 10 » * و عزّ بالتّرك دين المصطفى العربي هذا الّذى كانت الآمال لو طلبت * [ رؤياه ] « 11 » فى النّوم لاستحيت من الطّلب لشكر اسلام بعد از اين فتح نامدار قلعه را به مردان صاحب اعتبار سپرده در تحت رايت امير خليل بكتاش « 12 » در قشلاقگاه قرا آغاچ خاك آستانهء حضرت اعلى را تاج ساختند ، هر كه در كوشش و مردانگى سابق « 13 » بود به جلدوهاى لايق فايق گشت . حاجى بيك « 14 » موصل‌لو از لطف بىشماره به طوق « 15 » و نقاره فايز شد . [ بيت ] بى زحمت و محنت به صفايى نرسى * بى سعى درين راه به جايى نرسى

--> ( 1 ) . K : قسطنطين . ( 2 ) . اشاره دارد به سورهء نازعات / 12 . ( 3 ) . K : جزيه . ( 4 ) . P : در بالا به بالربع تصحيح شده است ؛ K : بالربع . ( 5 ) . FP : آغا . ( 6 ) . P : آخر + شهر . ( 7 ) . F : بگسيخته . ( 8 ) . P : بر افراخت . ( 9 ) . K : أذلّ . ( 10 ) . F : العب . ( 11 ) . KPF : رويد ، با توجه به فحواى شعر تصحيح شد . ( 12 ) . F : بيكتاش . ( 13 ) . P : « سابق » ندارد . ( 14 ) . KP : بك . ( 15 ) . KP : طوغ .